24 مهر



در چنين روزي در سال 1982 “هانس هوگو برونو سليه” آندوکرينولوژيست اتريشي الاصل کانادايي درگذشت. هانس سليه، براي نخستين بار به بررسي کامل اثرات استرس بر بدن انسان پرداخت. سليه، استرس را به عنوان “پاسخ نامشخص بدن به هر گونه تقاضا” ناميده است. وي، همچنين مفهوم حالت سازگاري عمومي را ابداع کرد. حالت سازگاري عمومي پاسخ خودبخودي به هرگونه تهديد بدني يا احساسي نسبت به سلامت يک ارگانيزم است. استرس، گاه سبب رسيدن آسيبهاي فراواني به فرد و سازمان مي شود. فشار رواني در فرد باعث مي شود که بدن وظايفي را که بطور عادي و به سادگي مي تواند انجام دهد با دشواري بيشتري به انجام برساند. نزاع با يک همکار، محروم شدن از پاداش، دير رسيدن به سر کار، پيش آمدن يک مشکل مالي و از دست دادن يکي از نزديکان همه نمونه هائي از فشار رواني فردي است.




براي اولين بار درسال 1908 اثرات مفيد و مضر استرس بر روي فرد توسط “يرکز و دادسون” مطرح شد. آنان دريافتند که عملکرد فرد با افزايش مقدار استرس تا نقطه اپتيمم يا بهينه، بهبود مي يابد. اين موضوع اين نکته را بيان مي کند که استرس اگر بيش از اندازه کم باشد نيز به اندازه استرس زياد و اضافي، مشکل آفرين است. به بيان ديگر سطح مطلوب استرس بهترين عملکرد را در فرد ايجاد مي کند و البته اين سطح مطلوب در افراد و سازمانهاي مختلف متفاوت است. هانس سليه با تشريح تفاوتهائي که بين اسب مسابقه و لاک پشت وجود دارد سطح مطلوب استرس را در افراد مختلف توضيح مي دهد. او مي گويد: بعضي افراد به هنگامي که نيازهاي زيادي دارند و استرس بسيار زيادي بر آنها وارد مي شود کارشان را بهتر انجام مي دهند. اين گونه افراد مانند اسب مسابقه اند که سطح مطلوب استرس در آنها بسيار بالا است. “اما افرادي هم هستند که بهترين عملکرد آنها زماني است که نيازهاي کمتري دارند و استرس کمتري را تجربه مي کنند. آنها مثل لاک پشت سطح مطلوب استرس شان نسبتا پايين است.”
به اعتقاد وي، در واقع حد مطلوب استرس در هر فرد يا هر سازمان نشانگر سلامت آن فرد يا سازمان و مقدار مناسب استرس آنهاست . بنابراين استرس مفيد ضامن تندرستي فردي و سازماني همراه با ريشه، انعطاف پذيري ، قابليت سازگاري و سطح بالاي عملکرد است و استرس مضر شامل نتايج مخرب و منفي استرس است.




در چنين روزي در سال 1708 ” آلبرشت فون هالر”، زيست شناس سوييسي و از پايه گذاران فيزيولوژي تجربي در برن به دنيا آمد. او تحقيقات ارزشمندي در زمينه هاي مختلفي چون فيزيولوژي، آناتومي، رويان شناسي، گياه شناسي، شعر و کتاب شناسي علمي انجام داد. هالر نخستين کسي بود که مکانيسم تنفس و نيز فعاليت خود مختار عضله قلب را تشخيص داد. مهمترين بخش مطالعات او در مورد درک و فعاليت اعصاب و عضلات است که پايه اي براي نورولوژي جديد شد.

 
بيشتر
تعداد بازديد اين صفحه: 1887
تعداد بازديد کنندگان سايت: 19071427 تعداد بازديد زيرپورتال: 524705 اين زيرپورتال امروز: 361 سایت در امروز: 1440 اين صفحه امروز: 1